تبليغاتX
طرلان ... رضا ... ترلان
اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است ...
 

آموخته هایم را کنار هم

جلوی آئینه گذاشتم ...

تنها آئینه ی خانه شکست

... و من ، کور روزگار شدم

( رضا طاهری )

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 19:58  توسط رضا | 
 

می خواستم خراب نگاهش شوم، نشد
بیچاره ی دو چشم سیاهش شوم، نشد

می خواستم که در دل شبها ستاره ای
چرخان به گرد صورت ماهش شوم، نشد

می خواستم که وقت هماغوش او شدن
حتی فدای حس گناهش شوم، نشد

می خواستم دریچه ی پژواک خنده اش
یا آینه مقابل آهش شوم، نشد

گفتم به خود که همدم تنهایی اش شوم
بی چشمداشت پشت و پناهش شوم، نشد

می خواستم که حادثه باشم برای او
شیرین و تلخ قصه ی راهش شوم، نشد

می خواستم به شیوه ی ایثار و معجزه
قبله برای قلب و نگاهش شوم، نشد

گفتم به خود همیشه ی او می شوم ولی
حتی نشد که گاه به گاهش شوم، نشد

 

 

( ؟؟؟ )

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 19:2  توسط رضا | 
 

وقتی زمستون می رسه

یخ می زنه تن زمین

یخ می کنیم ما آدما

خدا بیا خودت ببین

نگاه به خورشیدت نکن

هی دست نکش رو سر ماه

ستاره هات کم نمی شن

ناشکری مونده سر ماه

یا زمونه عوض شده

یا من خیلی کوچیک شدم

خورشیدتو بزرگ شده

یا من خیلی کوچیک شدم

چیز زیادی نمی خوام

خدای خالق زمین

یه گوشه چشمی هم به ما

خدای من ، فقط همین

( رضا طاهری )

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم دی 1386ساعت 22:30  توسط رضا | 
 

اي همه گل هاي از سرما کبود
خنده هاتان را که از لب ها ربود ؟
مهر، هرگز اين چنين غمگين نيافت
باغ، هرگز اين چنين تنها نبود

تاج هاي نازتان بر سر شکست
باد وحشي چنگ زد در سينه تان
صبح مي خندد خودآرايي کنيد!
اشک هاي يخ زده، آيينه تان


رنگ عطر آويزتان بر باد رفت
عطر رنگ آميزتان نابود شد
زندگي در لاي رگ هاتان فسرد
آتش رخساره هاتان دود شد!

روزگاري، شام غمگين خزان

خوش تر از صبح بهارم مي نمود
اين زمان – حال شما، حال من است
اي همه گل هاي از سرما کبود !

روزگاري، چشم پوشيدم ز خواب

تا بخوانم قصه ي مهتاب را
اين زمان – دور از ملامت هاي ماه
چشم مي بندم که جويم خواب را


روزگاري، يک تبسّم، يک نگاه
خوش تر از گرماي صد آغوش بود
اين زمان بر هر که دل بستم دريغ
آتش آغوش او خاموش بود

روزگاري، هستي ام را مي نواخت
آفتابِ عشقِ شورانگيزِ من
اين زمان خاموش و خالي مانده است
سينه ي از آرزو لبريز من

تاج عشقم عاقبت بر سر شکست
خنده ام را اشکِ غم از لب ربود
زندگي در لاي رگ هايم فسرد
اي همه گل هاي از سرما کبود...

( فریدون مشیری )

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 17:31  توسط رضا | 
 
ظلم چهره ای یگانه دارد ، آدم های
 
 چاکر و گوش به فرمانند که بر این
 
چهره ی یگانه سایه می اندازند
 
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 18:3  توسط رضا | 
پائیز قشنگ
+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 1:49  توسط رضا | 
 
رفتنت آغاز ویرانی است حرفش را مزن

چشمهایم بی تو بارانی است حرفش را مزن
 
دوست داری بشكنی قلب پریشان مرا

دل شكستن كار آسانی است حرفش را مزن

خورده ای سوگند روزی عهد مارا بشكنی

این شكستن نا مسلمانی است حرفش را مزن
 
حرف رفتن میزنی وقتی كه محتاج توام

رفتنت آغاز ویرانی است حرفش را مزن
 
( ؟؟؟ )
 
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم شهریور 1386ساعت 21:55  توسط رضا | 


ما چون ز دری پای کشیدیم ،کشیدیم


امید ز هر کس که بریدیم ، بریدیم


دل نیست کبوتر که چو برخاست نشیند


از گوشه ی بامی که پریدیم ، پریدیم


رم دادن صیدِ خود از آغاز غلط بود


حالا که رماندی و رمیدیم ، رمیدیم


صد باغ بهارست و صلای گل و گلشن


گر میوه ی یک باغ نچیدیم ، نچیدیم


وحشی ! سبب دوری و این قسم سخن ها


آن نیست که ما هم نشنیدیم ، شنیدیم



(وحشی بافقی)




 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 0:9  توسط رضا | 
 

ما که از همدیگه دوریم

عشقمون یعنی صداقت ...

عشق یعنی ...

بطری لب زده ی من روی لبهات

خواهش پنج حسم از تو...

لغزش ژاله رو گونه ، روی لبهات

( رضا طاهری )

 

                

 

 

   
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم تیر 1386ساعت 13:34  توسط رضا | 
 

دردم نه همين است که بستند پرم را
ترسم نرسانند به گلشن خبرم را

از حسرت مرغي که جدا مانده ز گلشن
آگه نشدم ، تا نشکستند پرم را

گردي ست ز من باقي و ترسم که تو از ناز
تا باز کني چشم ، نيابي اثرم را

بودند به هم روز و شب آيا که جدا کرد
از روشني روز شب بي سحرم را ؟

« عاشق » منم آن نخل که از سردي ايام
يک باره برافشاند قضا برگ و برم را


( عاشق اصفهاني )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386ساعت 19:49  توسط رضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
دلم به فصل جوانی در این زمانه شکست

چو شبنمی که ز منقار بی نشانه شکست

نه شکوه می کنم از کس،نه شاکی ام ز قضا

که جرم عاشقی این بود و عاشقانه شکست!


پیوندهای روزانه
پرشین آپلود 20 مگابایت
رامیان
شروین فتحی
شیطونک
من در بلاگ اسکای
من در میهن بلاگ
من در مولتی
من در بلاگ اسپات
نانسی عجرم
زمزمه های تنهایی ... ندا
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
دی 1383
پیوندها
بالابان
ناتاشا اميري
نرگسی
کبوتر عاشق
پرده نشین
امید
صادق
محمد
سهیل
عصیان نویس ... همون دریای خودمون
شقایق
ساناز گلدونه
سعید
توتيا
بابک ( بابا عکس )
شميم عشق
احسان
بهروز
حامد
داود
کورش
مريم دريم
فاطیما
سیامک
مهدي
سایه ( همراز با دریا )
عسل قرمزی
سعيد
پينکي
بهزاد عزيز
بابك صحرايي
ساناز ( يكي از اون 3تا پرشين لاگي )
علي احمدي
سارا شعر
مهتا
عباس
هادی کاظمی ... کد...
رضا رستم زاده ... کد ...
آرمین
سجاد
دانلود ... رضا . امیر . مریم
نانسی & هیفا
مانی
نقد و بررسی وبلاگها
بهترین عکسها
علی جون
عکس
پرشین لاگ
ایزدی محمد
شب مهتابی ... نازی
عکس و آهنگ ... سعید
عکس ... رضا
فقط عکس
عکسستان نیلوفر
برنای بامرام
کلاغ سفید
دانلود بلاگفا
بیا 2 دانلود
تولدی دیگر ... خاطره
مينوس ... كدهاي جاوا ...
مرجان دختر تنها
كامران گلزاده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان