به ستاره ها نگاه می کنم ...
ماه به قصد همبستری با رختخواب
خود را برویم می افکند
به او اهمیت نمی دهم ...
چشمانم دنبال ستاره است
ستاره ای که میان اینهمه ستاره ی درخشان
گم شده است
تقارب و تقلای ماه و بسترمن
مرا از افکارم بیرون می آورد
خواب بر چشمان کاوشگرم چيره مي شود
می خوابم ، اما ...
در خواب هم ،
چشمانم بدنبال ستاره است
ستاره ی بختم ...
ستاره ی شانس
کوکب خیالم ...
در خیال هم پیدا نیست ...
رختخوابم را کنار پنجره پهن می کنم
به آسمان نگاه می کنم
از ستاره های درخشان خبری نیست
نه ماه به قصدی می آید
و نه بسترم دلتنگ اوست
امشب آسمان ابریست
دلم ، ابری تر از ابریست ...
( رضا طاهری )
