![]() |
![]() |
|
| اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است ... |
|
بگذارید ، اگر هم نه بهاری ، باشم شاعر سوخته گلهای صحاری باشم می توانم که خودم را بسرایم ، هر چند نتوانم که همانند قناری باشم معنی پیر شدن ، ماندن مردابی نیست پیرم ، اما بگذارید که جاری باشم کاری از پیش نبردم همه ی عمر ، ولی شاید این لحظه ی نایافته ، کاری باشم همچنان طاقت فرسوده شدن با من نیست نپسندید که در لحظه شماری باشم همه ی درد من این است که می پندارم دیگر ای دوست من ، دوست نداری باشم مرگ هم عرصه ی بایسته ای از زندگی است کاش شایسته ی این خاکسپاری باشم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیستم اسفند 1384ساعت 21:33 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دلم به فصل جوانی در این زمانه شکست
چو شبنمی که ز منقار بی نشانه شکست نه شکوه می کنم از کس،نه شاکی ام ز قضا که جرم عاشقی این بود و عاشقانه شکست! |
| پیوندهای روزانه |
|
پرشین آپلود 20 مگابایت رامیان شروین فتحی شیطونک من در بلاگ اسکای من در میهن بلاگ من در مولتی من در بلاگ اسپات نانسی عجرم زمزمه های تنهایی ... ندا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|