![]() |
![]() |
|
| اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است ... |
|
اي همه گل هاي از سرما کبود
خنده هاتان را که از لب ها ربود ؟ مهر، هرگز اين چنين غمگين نيافت باغ، هرگز اين چنين تنها نبود تاج هاي نازتان بر سر شکست باد وحشي چنگ زد در سينه تان صبح مي خندد خودآرايي کنيد! اشک هاي يخ زده، آيينه تان رنگ عطر آويزتان بر باد رفت عطر رنگ آميزتان نابود شد زندگي در لاي رگ هاتان فسرد آتش رخساره هاتان دود شد! روزگاري، شام غمگين خزان خوش تر از صبح بهارم مي نمود اين زمان – حال شما، حال من است اي همه گل هاي از سرما کبود ! روزگاري، چشم پوشيدم ز خواب تا بخوانم قصه ي مهتاب را اين زمان – دور از ملامت هاي ماه – چشم مي بندم که جويم خواب را روزگاري، يک تبسّم، يک نگاه خوش تر از گرماي صد آغوش بود اين زمان بر هر که دل بستم دريغ آتش آغوش او خاموش بود روزگاري، هستي ام را مي نواخت آفتابِ عشقِ شورانگيزِ من اين زمان خاموش و خالي مانده است سينه ي از آرزو لبريز من تاج عشقم عاقبت بر سر شکست خنده ام را اشکِ غم از لب ربود زندگي در لاي رگ هايم فسرد اي همه گل هاي از سرما کبود... ( فریدون مشیری )
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 17:31 توسط رضا |
|
|
ظلم چهره ای یگانه دارد ، آدم های
چاکر و گوش به فرمانند که بر این
چهره ی یگانه سایه می اندازند
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 18:3 توسط رضا |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 1:49 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دلم به فصل جوانی در این زمانه شکست
چو شبنمی که ز منقار بی نشانه شکست نه شکوه می کنم از کس،نه شاکی ام ز قضا که جرم عاشقی این بود و عاشقانه شکست! |
| پیوندهای روزانه |
|
پرشین آپلود 20 مگابایت رامیان شروین فتحی شیطونک من در بلاگ اسکای من در میهن بلاگ من در مولتی من در بلاگ اسپات نانسی عجرم زمزمه های تنهایی ... ندا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|