![]() |
![]() |
|
| اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است ... |
|
تنهای ام را با تو قسمت می کنم سهم کمی نیست گسترده تر از عالم تنهايي من عالمی نیست غم آنقدر دارم که می خواهم تمام فصل ها را بر سفره ی رنگین خود بنشانم ات، بنشین ، غمی نیست حوای من ! بر من مگیر این خود ستایی را که بی شک تنهاتر از من در زمین و آسمان ات آدمی نیست آیینه ام را بر دهان تک تک یاران گرفتم تا روشنم شد در میان مردگانم همدمی نیست همواره چون من نه ! فقط یک لحظه خوب من بیندیش لبریزی از گفتن ولی در هیچ سوی ات محرمی نیست من قصد نفی بازی گل را و باران را ندارم شاید برای من که همزاد کویرم شبنمی نیست شاید به زخم من که می پوشم زچشم شهر آن را در دست های بی نهایت مهربانش مرهمی نیست شاید و یا شاید هزاران شاید دیگر اگر چه اینک به گوش انتظارم جز صدای مبهمی نیست
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یکم آذر 1384ساعت 23:38 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دلم به فصل جوانی در این زمانه شکست
چو شبنمی که ز منقار بی نشانه شکست نه شکوه می کنم از کس،نه شاکی ام ز قضا که جرم عاشقی این بود و عاشقانه شکست! |
| پیوندهای روزانه |
|
پرشین آپلود 20 مگابایت رامیان شروین فتحی شیطونک من در بلاگ اسکای من در میهن بلاگ من در مولتی من در بلاگ اسپات نانسی عجرم زمزمه های تنهایی ... ندا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|