![]() |
![]() |
|
| اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است ... |
|
نداند رسم ياري بيوفا ياري که من دارم به آزار دلم کوشد دلازاري که من دارم وگر دل را به صد خواري رهانم از گرفتاري دلازاري دگر جويد ، دل آزاري که من دارم به خاک من نيفتد ، سايه سرو بلند او ببين کوتاهي بخت نگون ساري که من دارم گهي خاري کشم از پا ، گهي دستي زنم بر سر به کوي دلفريبان ، اين بود کاري که من دارم دل رنجور من از سينه ، هر دم مي رود سويي زبستر ميگريزد طفل بيماري که من دارم زپند همنشين ، درد جگر سوزم فزون تر شد هلاکم مي کند آخر ، پرستاري که من دارم رهی، آن مه به سوي من به چشم ديگران بيند نداند قيمت يوسف ، خريداري که من دارم
( رهی معيري )
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و سوم آذر 1384ساعت 16:58 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دلم به فصل جوانی در این زمانه شکست
چو شبنمی که ز منقار بی نشانه شکست نه شکوه می کنم از کس،نه شاکی ام ز قضا که جرم عاشقی این بود و عاشقانه شکست! |
| پیوندهای روزانه |
|
پرشین آپلود 20 مگابایت رامیان شروین فتحی شیطونک من در بلاگ اسکای من در میهن بلاگ من در مولتی من در بلاگ اسپات نانسی عجرم زمزمه های تنهایی ... ندا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|