![]() |
![]() |
|
| اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است ... |
|
نه لب گشايدم از گل نه دل كشد به نبيد
چه بي نشاط بهاري كه بي رخ تو رسيد نشان داغ دل ماست لالهاي كه شكفت به سوگواري زلف تو اين بنفشه دميد بيا كه خاك رهت لالهزار خواهد شد ز بس كه خون دل از چشم انتظار چكيد به ياد زلف نگونسار شاهدان چمن ببين در آينه جويبار گريهي بيد به درد ما كه همه خون دل به ساغرهاست ز چشم ساقي غمگين كه بوسه خواهد چيد چه جاي من كه در اين روزگار بي فرياد ز دست جور تو ناهيد بر فلك ناليد گذشت عمر و به دل عشوه ميخريم هنوز كه هست در پي شام سياه صبح سپيد كه راست درين فتنهها اميد امان؟ شد آن زمان كه دلي بود در امان اميد صفاي آينه خواجه ببين كزين دم سرد نشد مكدر و بر آه عاشقان بخشيد ه. ا. سايه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم خرداد 1384ساعت 16:28 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دلم به فصل جوانی در این زمانه شکست
چو شبنمی که ز منقار بی نشانه شکست نه شکوه می کنم از کس،نه شاکی ام ز قضا که جرم عاشقی این بود و عاشقانه شکست! |
| پیوندهای روزانه |
|
پرشین آپلود 20 مگابایت رامیان شروین فتحی شیطونک من در بلاگ اسکای من در میهن بلاگ من در مولتی من در بلاگ اسپات نانسی عجرم زمزمه های تنهایی ... ندا آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|